X
تبلیغات
PARSA - شعارهای انتخاباتی
دوشنبه بیستم تیر 1384
شعارهای انتخاباتی

درست است که در هر انتخابات ، بازی های سیاسی و  دستهای پنهانی زیادی وجود دارد که می تواند سرنوشت انتخابات را به کلی تغییر دهد ، اما رفتارهای انتخاباتی کاندیدها برای هر پژوهشگری بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد و نمونه این رفتارها ، شعارهای انتخاباتی آنهاست .

هواي تازه با دولت اميد ، زندگي خوب برازنده ايراني  ، دولت كارآمد و مردمي ، ايران براي همه ايرانيان ، مي سازمت وطن ، ايراني آباد ، كار براي همه ، فقط برخي از شعارهاي انتخاباتي كانديداي رياست جمهوري نهمين دوره رياست جمهوري بوده اند، كه از طرف احزاب و گروهها ارائه شده بود .احزاب علاوه بر كاركردهاي خود همچون نهادينه كردن گروهاي مختلف و بي شكل ، مشاركت دادن مردم ، كارايي نظام سياسي و پرورش نخبه سياسي ، سعي در به قدرت رسيدن هستند ، كه در قدم اول با شعار انتخاباتي وارد ميدان رقابت مي شوند.  اگر خوب دقت كرده باشيم در بطن اين شعارهاي بيان شده ، مي توانيم به يك ويژگي مشترك بين آنها برسيم و آن توجه تمامي كانديداها به موضوع و مقوله اقتصاد و رفاه است. انتخاب شعارهاي انتخاباتي با توجه به گرايشات خاص مردم در مقطع زماني و مكاني خاص صورت مي گيرد ، كه گاه حالت داخلي و گاه حالت جهاني به خود مي گيرد. شعارهاي انتخاباتي همانند ستادها انتخاباتي كاركرد موقتي داشته و مختص به روزهاي انتخاباتي مي باشد ، اما برخي از كانديداها نيز هستند كه پس از انتخابات فعاليت خود را در دفاع از برنامه هاي خود و اجراي آن ادامه مي دهند كه اين همانا ، تفاوت شخصيت اينگونه افراد از لحاظ سياسي با كانديداهاي ديگر را نشان مي دهد . موفقيت يك كانديدا در انتخابات به دو عامل دروني و بيروني بستگي دارد كه شعارهاي انتخاباتي جزء عوامل بيروني محسوب شده و نقش كليدي در انتخابات دارد چرا كه بسياري از سياست ها و سخنراناني آنان در محور شعارهاي انتخاباتي مي چرخد و سعي مي كنند از آن دفاع كنند.

برنامه ريزي شعار انتخاباتي :

بسياري از ما وقتي مي خواهيم در يك جمع سخنراني كنيم در ابتدا جمع را مورد ارزيابي قرار مي دهيم و يا بهتربگوییم ، مخاطب شناسي مي كنيم و سعي مي كنيم بر اساس مو ضوعات مورد دلخواه و علاقه آنان و با ادبيات آنان صحبت را شروع كنيم ، همين عامل باعث مي شود ، هيجانات و احساسات مردم برانگيخته شده و بيشتر به طرف ما جذب شوند . تسخير ذهن مخاطبان در يك اقدام تبليغاتي باتوجه به سه اصل امكان پذير است . نخست اينكه راي دهندگان و خصوصيات آنرا شناسايي كنيم . دوم اينكه آنان را تقسيم بندي كنيم زيرا راي دهندگان گروهاي نامتجانس و از اقليت ها مختلفي هستند كه هميشه مشابه نيستند . مرحله پاياني نيز به اولويت بندي آنان اختصاص دارد . حال سعي مي كنيم اين موضوع را كمي بازتر كنيم ايرانيان يك ملت نبوده بلكه از امت و قوميت هاي زيادي تشكيل شده است كه هر كدام از آنها فرهنگ ، عقايد و باور مخصوص خود را دارند كه بر اساس آنها تصميم مي گيرند ، غذا مي خورند ، فكر مي كنند.  يك آذري همانطور فكر نمي كند كه يك عرب فكر مي كند ، ابن خلدون و موريس مورگان سالها پيش بر شرايط جغرافيايي كه بر روحيه و فكر و گرايشي اقوام تاثير مي گذارد ، پي بردند ولي امروزه اين ديدگاه توسط عده اي ناديده گرفته شده و باعث شده اقوام نيز براي احقاق خود حركت را شروع كنند كه نمونه آن پانتركسيم ، عربيسم در ايران است ، كه جوانان زيادي به آن تمايل پيدا كرده اند . اولين كسي كه در ميان كانديداهاي ديگر اين موضوع را درك كرد مهدي كروبي بود وي با شعار اصل پانزده براي احترام گذاشتن به حقوق اقوام در انتخابات حاضر شد و با تشكيل كميته اصل پانزده به رياست آقاي غريباني توانست آراي نسبتاً زيادي را در مقايسه با كميته هاي ديگر در بین اقوام بدست آورد . آري ما نمي توانيم شعارهاي متعددي بر حسب خصوصيات اقوام بكار ببنديم ولي عقلايي اين است ويژگي و خصوصيات مشترك بين فرهنگها را كه در بين تمامي اقوام وجود دارد شناسايي كنيم و از بين آنها شعارهايكه فراخورد و بازتاب بيشتري دارد استفاده كنيم . اصل پانزده در آن مقطع تنها نقطه مشترك وكلي بين فرهنگ ها بود كه انتخاب شد . و در اين ميان بيشترين تمركز روي آذريها بود كه بيشترين جمعيت و تعصب را در بين اقوام ديگر داشتند و بخاطر همين آقاي غريباني بعنوان مسول اين كميته انتخاب شد .

قابل فهم بودن شعار انتخاباتي:     

بسياري از شعارهاي انتخاباتي كه براي مردم طراحي مي شوند فقط براي عده اي خاص قابل مفهوم مي باشد و در فضاي ذهني اجتماعي و سياسي و فرهنگي ديگر به نتيجه نمي رسد و مردم نيز به اين شعارها رفتارهاي انتخاباتي متفاوتي نشان مي دهند ، آقاي دكتر معين شعار انتخاباتي خود یعنی  "مي

سازمت وطن"و شعار حزبي يعني" ايران براي همه ايرانيان" را که از ترانه داریوش گرفته بود ، انتخاب كرد . این ترانه بسیار هیجان انگیز و احساسی است که که کمتر کسی با شنیدن آن احساساتی نشود و بیشتر روحیه انقلابی و شورشی را در اذهان تقویت می کند  و موسیقی که دکتر معین در مراسم و گردهمایها از این موسقی نیز استفاده می کرد کسی که این موسیقی را  به دکتر معین پیشنهاد کرده بود ، فکر می کرد که همه به این ترانه گوش کرده اند و با انتخاب این آهنگ می توان در هزینه و انرژی زیاد صرفه جویی کرد و چون جوانان نسبت به این آهنگ آشنایی دارند لذا می توان آراء بیشتری جذب کرد . با توجه به مطلب گفته شده مي توان اين سوال را پرسيد كه به غير از روشنفكران و نخبگان ، ديگران چه برداشتي از اين شعار داشته و چه  نتیجه ای از این شهار می گیرند؟ با توجه به تحقيق ميداني صورت گرفته بسياري از دانشجويان كه بیشتر برنامه های حزب مشاركت ، بر روي اين قشر متمركز شده بود  ، معنا و درک درستی از شعار "ايران براي همه ايرانيان" نداشتند ، حال چه رسد به قشر كارگران وبازاريان. چرا كه مردم سنتي ايران بخاطر ساختار ذهني خود نمي توانند ، اينگونه شعارها را بخوبي هضم كنند ؛ شعار انتخاباتي آقاي لاريجاني با عنوان هواي تازه نيز نمونه اي از شعار انتخاباتي بوده ، كه درك و معناي واقعي آن براي مردم  غير قابل فهم بوده ، و حتی مردم در مورد آن نیز طنز های جالبی نیز درست کرده بودند . ولي با جرات مي توان گفت وعده انتخاباتي آقاي كروبي ( مبلغ پنجاه هزار تومان)  بخاطر شفافيت و قابل درك بودن براي مردم ، جزو بحث هاي روز بوده و افكار عمومي تا آنجا كه قدر تمندترين ابزار در انتخابات  است ، متوجه خود ساخته بود و شايد درصد بیشتر  آراء آقاي كروبي نيز بخاطر همين شعار بوده باشد ، که جزء عوامل بیرونی محسوب می شود و فکر می کنم اگرچه بیشتر مردم به این وعده خوش بین نبوده اند ، باز هم اگر آقای کروبی  مبلغ پنجاه هزار تومان و اصل 15 را مطرح نمی کرد ، نسبت به دیگران آراء کمتری بدست می آورد . آراء آقای رفسنجانی نیز به عوامل داخلی ( شخصیتی ) وی مربوط می شود و کسانی که به او رای دادند نه بخاطر شعارهای  و وعده های وی بلکه به خاطر سابقه او ( حال کاری به سابقه خوب و بد نداریم ) ولی آن عده که به وی  رای دادند معتقدند که سابقه ، تجربه و قدرت آقای رفسنجانی نسبت به کاندیدهای دیگر بیشتر است ( البته تحلیل ما بیشتر روی توده مردم است نه نخبگان و فعالین سیاسی ) . و می تواند از عهده اداره کشور بربیاید .

اما شعار انتخاباتی آقای احمدی نژاد یعنی" ما می توانیم " کارکرد مثبت ایفا نمی کرد اما استفاده وی از مفهوم " رجایی دیگر " بخاطر نوع شباهت شخصیت وی با رجایی بود که تا حدی توانست قشر آسیب پذیر مردم را بسوی خود جلب کند . برای سادگی مطالب بالا  ، فرض کنید که اگر آقای رفسنجانی و یا  اقای کروبی و یا آقای قالیباف از عنوان " رجایی دیگر " استفاده می کردند ، آیا مردم قبول داشتند ؟ به هیج وجه . پس یکی از مهمترین قانونی که در شعار انتخاباتی باید استفاده کرد این است که باید نوع شعار انتخابی مورد استفاده با شخصیت خود کاندیدا تطابق داشته باشد و این همان چیزی بود که بخاطر سادگی  لباس ،اتومبیل ، مسکن ، پوشش و.... ،یگ برگ برنده برای احمدی نژاد محسوب می شد ، و آقای توکلی و احمدی نژاد بیشتر از هرکس دیگر این را باور داشتند که کسانیکه از جنس مردم بوده و مثل مردم زندگی کنند ، بیشتر از طرف مردم مورد پذیرش  قرار می گیرد ، چرا که قریب به 80 درصد مردم ایران از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند . این امر تا آنجا مشخص تر بود که سی دی هایکه احمدی نژاد به بیرون عرضه کرده بود ، فیلم محل زندگی و اتومبیل پژو قدیمی و یگ گوشی تلفن ساده در گوشه اتاق .... بود و در کنار این تصاویر ، کارگردان با هوش ، از محل زندگی شهرداران  قبل از احمدی نژاد که در کاخ های مجلل زندگی می کردند مورد مقایسه قرار می داد . چراکه برای شناخت مناسب ، دو فرد ، مقایسه بهترین ابزار است . در شهرستانهای دیگر نیز آقای احمدی نژاد، از شعار " شهردار محبوب تهران "  استفاده کرد ، و در بین مردم این شایعه پخش شده بود که بیشتر ستادها و هزینه تبلیغات احمدی نژاد ،خود مردم متقبل شده اند . اما وی با اینکه مدیر مسئول روزنامه همشهری بود در روزهای انخابات از این رسانه فراگیر و پرفروش استفاده شخصی نکرده و تمامی سفرهای استانی را لغو کرد . درست است که ایشان در زمانیکه شهردار تهران بود تبلیغات زیادی از جمله ، وام ازدواج . آسفالت کردن خیابانها ، دوربرگردانها ، ملاقاتهای منطقه ایی ..... انجام داد ، اما وجه مشترک تمامی این فعالیت این بود ، که عینی بوده و مردم بهتر می توانستند آن را درک کنند و در مورد عملکرد آقای احمدی نژاد قضاوت کنند ، درست است که  سابقه رقیب ( رفسنجانی ) می تواند نقش مهمی در پیروزی یا شکست فرد مقابل باشد ، ولی در مصاحبه هایکه با مردم داشتم اکثر مردم به صادق بون احمدی نژاد معتقد بودند ، این بخاطر این بود که مردم احمدی نژاد را با کاندیدهای دیگر ارزیابی می کردند .

تعيين شعار انتخاباتي :

جامعه ايران با اينكه توانسته است  بسوی مدرنيته قدم بردارد ، ولي از مدرنیته فقط نمادهاي ظاهري داشته و در واقعيت از لحاظ تفكر در همان جامعه پيش مدرن بسر مي برد ، و امروزه با قدرت رسيدن اصولگرايان و گسترش خرافات .... اين امر کمرنگ شده ، پس بهتر آن است گاهي موقع براب انتخاب شعار انتخاباتي خود با توجه به ساختار جامعه از آينده به گذشته برگرديم ، و تاريخ و ادبيات و دين را ورق بزنيم و به شناخت فرهنگ امروزه كه امتداد فرهنگ ديروز ما بوده برسيم . در درون تاريخ ايران باستان رخدادها ، وقايع ، جنگ ها ، جشن ها و مراسم زيادي وجود دارند كه فرهنگ امروزه و اصلي ايرانيان را تشكيل مي دهند، براي مثال در بالاي ستونهاي  تخت جمشيد ، مجسمه اسب و گاو هايي وجود دارند كه صاحب بال بوده و مي خواهند به پرواز در بيايند ، يا در نماد شاهنشاهي شيري كه بال هاي خود را گشوده و به پرواز در آمده است و يا در شكل امروزي آرم ، دانشگاه آزاد كه صاحب دو بال مي باشد ، و ادبيات ما آيينه ای است که نمايي از تاريخ ، فرهنگ و سياسي و اجتماعي و اقتصادي را به تصوير مي كشد ، انبوهي از داستانها و اشعاري است ، كه مردم بر ظلم و ستم و بي عدالتي قيام مي كنند و هر كس كه پرچمدار اين قيام باشد بعنوان قهرمان شناخته مي شود و ياد و نام او در اذهان و براي هميشه باقي مي ماند ، شاهنامه فردوسي پر از قهرماناني مي باشد كه بر عليه ظلم بر مي خيزند و دين اسلام كه مرگ با عزت ، بهتر از زندگي با ظلت را با شهادت امام حسين معني مي كند و امام آخرزمان كه بر عليه ظلم ظهور خواهد كرد و عدالت را در جامعه حاكم خواهد ساخت ( محور سخنان احمدي نژاد) ؛ و يا در تاريخ ، ميرزاي جنگلي ، ستارخان و باقرخان نمونه هاي از همين قهرمانان ايران مي باشند . تمام اينها نشان دهنده اين است كه ايرانيان به خاطر شرايطي كه وجود داشته واقعيت زميني را قبول نداشته و به واقعيت خارجي و بيروني و يا بهتر آسماني معتقد هستند و هميشه براي رهايي از مشكلات به نيروي هاي مجرد و ماوراء الطبيعت متوسل شده اند و اگر امروز برخي نام حزب كروبي را آرمان انتخاب كرده بودند ، اصلاً جاي ترديد و شبهه نيست و اين نام متبلور كننده جامعه آرماني افلاطون مي باشد.  بطور خلاصه فرهنگ ايراني از دو مقوله ملي و مذهبي تشكيل شده است ، كه امروزه با هم پيوند يافته اند و آنقدر در زندگي مردم عجين شده اندكه هيج كدام را نمي توان به سادگي از بين برد. سعي مي كنم مطلب خود را بطور خلاصه و ساده تمام كنم . اگر امروه مردم ايران به عقب ماندگي كشورشان در مقايسه با كشورهاي حوزه خليج فارس واكنش نشان مي دهند و خاطره پيروزي تيم فوتبالشان را در مقابل استراليا ، هميشه در ياد دارند ، اين بخاطر شرافت ايرانيان است ، اگر امروز آذريها ، به حضرت ابولفضل (ع) توسل مي شوند اين امر بخاطر غيرتمندي ايشان مي باشد ، و اگر عاشورا و تاسوعا را مهم و با اهميت تلقي مي كنيم اين بخاطر مردانگي و مظلوميت امام حسين مي باشد ، اگر ورزشكاران به تختي افتخار مي كنند اين بخاطر جوانمردي وي مي باشد ، و اگر  یاد و خاطره محمد علي فردين بازيگر محبوب در تاريخ سينما باقي مانده است اين امر بخاطر مردانگي اوست ، بطور خلاصه ايرانيان بيش از هر چيز ديگر به مردانگي و جوانمردي ، شرافتمندي و غيرتمندي اهميت مي دهند و اين  در زندگي ما بطور روشن خود را نشان مي دهد و اگر آقاي احمدي نژاد جدا از حمايت ها و رقيب شناخته شده ، توانست به موفقيت برسد ، بخاطر اين بود كه به خواسته هاي اكثر مردم ( قشر پايين جامعه ) پي برده بود . و هم اكنون نيز از اين شيوه استفاده می کند و روز بروز هم بر طرفداران خود می افزاید . و شعارهایی که وی استفاده کرده بود از بطن دین و انقلاب بوده و مخالفت با وي يعني مخالفت با دين و انقلاب. در جمله آخر بايد گفت نيازها و گرايشات مردم و شعارهاي امروزه با گذشت زمان رنگ خود را از دست داده و جاي خود را به گرايشات جديد و ديگر مي دهند و ما بايد جامعه و مردم ، نيازها ، گرايشات را با توجه به فضاي كشور بخوي شناخته و از آن به نحو بهتر استفاده كنيم . بعنوان مثال گرايشات چهار دهه انقلاب به ترتيب عبارتند از ، امنيت در زمان بني صدر و بازرگان ، سازندگي در دوره رفسنجاني ، ايجاد فضاي باز ( آزادي) در دوره خاتمي و امروزه رفاه و اقتصاد .