چهارشنبه دوم مرداد 1387
امنیت و فضاهاي شهري

شهر محيطي است با گوناگوني بسيار، با امكانات كم يا بيشتر، پارك و بوستان ها، محله هاي پهن و باريك و با خيابان ها و گذرگاه هاي مختلف كه فضاي اجتماعي را به هم پيوند مي زند. فضاي شهري بيشترين ارتباط را با مردم و محيط زندگي برقرار مي كند و در نتيجه نقش بسزايي در هويت بخشي و احساس آرامش به شهروندان دارد. زيبايي، آراستگي، پاكيزگي و انسجام بخشي از ويژگي ها و معيارهاي مهم ارزيابي شهر آرامش بخش است.
    تمام امكانات جديد شهرهاي امروز همانند گذشته قادر به تامين آرامش و امنيت شهروندان نيستند. آنها به دليل تمركز بالاي جمعيت و فعاليت هاي خارج از مقياس انساني و فراواني ماشين به تدريج، از شاخص هاي آرامش و امنيت فضاي شهري فاصله گرفته اند.
    به نظر مي رسد در قرن حاضر محيط هاي نامطلوب شهري مشكلات بسياري را براي امنيت شهروندان ايجاد كرده و در رشد آسيب هاي اجتماعي موثر بوده اند. با گسترش اين آسيب ها، امنيت رنگ مي بازد و جرائم بالامي رود و مردم در كنش هاي اجتماعي محتاطانه عمل كرده و با هر اتفاقي ترس و دلهره در آنان دوچندان مي شود و در نتيجه احساس ناامني مي كنند. امنيت اجتماعي، آرامش و آسودگي خاطري است كه هر جامعه اي موظف است در زمينه هاي شخصي، اقتصادي، سياسي و قضايي براي جامعه و اعضاي خود فراهم كند. بنابراين امنيت اجتماعي چيزي نيست جز حالتي از آسودگي خاطر مردم از ترس، تهديد و اضطراب و مصون ماندن جان، مال، ناموس، هويت و اعتقادات از هرگونه تهديد و تعرض.
    عواملي كه امنيت شهري را از بين مي برند و موجب تهديد يا كاهش امنيت شهرهاي بزرگ مي شوند، بسيارند و برخي فضاهاي شهري يكي از عوامل اصلي تهديدكننده امنيت شهرها هستند، اين فضاها معمولااز ديد محفوظ هستند به همين خاطر فضاهاي دنج و مطمئني براي فعاليت هاي غيرمجاز و ناهنجار محسوب مي شوند. زيرپله هاي شهري، داخل زيرگذرها، پل هاي هوايي، زمين هاي فرورفته و گودها و... مواردي از فضاهاي بدون دفاع در شهرها هستند.
    بسياري از كارشناسان معتقدند شهرها براي اينكه ايمن باشند بايد براي همه گروه هاي سني - جنسي ساخته شوند و برنامه ريزان شهري بايد تفاوت هاي سني و جنسيتي را در ساخت آنها مورد توجه قرار دهند. در حالي كه جامعه ما روزبه روز بيش از گذشته شهري مي شود بايد به نيازهاي ملموس و محسوس شهروندان نيز با تاكيد بر جمعيت، سن و طبقه توجه كرد. نگاهي به معماري شهرها نشانگر آن است كه در طراحي ساختمان ها كمتر توجهي به زندگي روزمره و هميشگي خانواده ها شده و حتي نيازهاي يك زن خانه دار در ساخت آنها كمتر رعايت شده است. ساخت وساز و برنامه ريزي هاي شهري نه تنها مي تواند شرايط نابرابري اقتصادي را مهيا كند، بلكه اقشار مختلف جامعه را نيز در استفاده از فضاهاي عمومي تحت تاثير قرار مي دهد به طوري كه گاهي به خاطر نبود توجه كافي سالمندان، معلولان، كودكان و زنان از زندگي سالم و صحيح شهري محروم مي مانند.
    امنيت اجتماعي و به طور كل امنيت، ارتباط مستقيمي با فضا و ساخت وساز شهري دارد. يك فضاي شهري مناسب تا حد زيادي تامين كننده امنيت و فضاي نامناسب از بين برنده آن و زمينه ساز انواع آسيب ها و معضلات اجتماعي است. فضاهاي نامناسب شهري، فضاهاي بي دفاع، محلات ناامن، شهرهايي با معماري صرفا مردانه همه و همه از عوامل تهديدكننده امنيت شهري و اجتماعي هستند.
    امروزه امنيت از شاخصه هاي كيفي زندگي در شهرها است و آسيب هاي اجتماعي از مهم ترين پيامدهاي مختلف امنيت به شمار مي روند. در اين ميان فضاهاي شهري از جمله مولفه هايي هستند كه نابهنجاري هاي اجتماعي در بستر آنها به وقوع مي پيوندد.
    در حال حاضر زنان از هر قشر و طبقه اي و با هر نوع پوشش و آرايشي كه در سطح شهر ظاهر شوند، در زمينه حمل ونقل و جابه جايي در شهر با مشكلاتي مواجه مي شوند كه اين مساله، هم زنان داراي وسيله نقليه و هم زنان استفاده كننده از وسايل نقليه شهري و عمومي را شامل مي شود.
    در تحقيقي كه توسط هما زنجاني زاده (بررسي وضعيت زنان و امنيت شهري و عوامل تاثيرگذار بر كاهش امنيت زنان) عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد در زمينه بررسي وضعيت زنان و امنيت شهري 13811) انجام گرفته، نشان داده شده كه بيش از نيمي از زنان يكي از شهرها هنگام رفت وآمد و فعاليت در سطح شهر احساس ناامني دارند كه اين احساس در زناني كه تجربه ناامني داشته اند به مراتب بيشتر بوده است.
    متاسفانه مزاحمت براي نواميس، از جمله آسيب هاي امروزي است كه حجم زيادي از پرونده هاي قضايي را به خود اختصاص داده است و صد البته كاهش چنين پرونده ها و آسيب هايي، اقدامي جدي و عاجل را از سوي نهادهاي متولي از جمله پليس مي طلبد.
    آنچه مسلم است كنترل بيروني و فضاي متراكم از انبوه جمعيت ناآشنا و غريبه محيطي مساعد براي تخطي از قواعد و هنجارهاي زندگي شهري فراهم كرده و زمينه انواع بزهكاري ها و جرم و جنايت را به وجود آورده است. ساختار محله اي كه بيش از اين به عنوان تامين كننده امنيت كاركرد خود را ايفا مي كرد امروزه بر اثر به هم خوردن ساختار شهري به هم ريخته و مشكلات امنيتي زيادي را دامنگير شهرها كرده است.
    بسياري از صاحب نظران بر اين عقيده اند كه با دستكاري فضاها و تلطيف آن مي توان احساس امنيت را در زنان زياد كرد، اما تحقيقات صورت گرفته نشان مي دهد كه قشر زنان در محيط هاي يكسان به يك ميزان واكنش نشان نمي دهند. به اين معنا كه برخي از زنان از فضاهاي خلوت و برخي از فضاهاي شلوغ مي ترسند.
    مزاحمت هايي كه زنان عنوان كرده اند در پنج مقوله <كلامي>، <فيزيكي>، <با ماشين ترساندن>، <زير نگاه ديگران بودن> و <مسخره كردن> بوده است و مزاحمت هاي كلامي را شامل متلك و حرف هاي زشت شنيدن عنوان كرده اند. در تحقيقاتي كه صورت گرفته است اين زنان احساس ناامني خود را ناشي از مزاحمت هايي مي بينند كه در جامعه نسبت به آنها صورت مي گيرد و جامعه بدون تفاوت از كنار آنها مي گذرد. محققان دريافته اند موفق ترين و كاراترين فضاي عمومي داراي چهار ويژگي است: در دسترس است، افراد در آن درگير فعاليت مي شوند، راحت بوده و داراي مناظر زيباست و در نهايت مكاني اجتماعي است يعني جايي است كه افراد در آن مي توانند همديگر را ملاقات كنند. در حالي كه به ندرت مشاهده مي شود كه زنان در فضاي عمومي راحت بوده و با دوستان و آشنايان خود ملاقات كنند. صرف نظر از تفريح هاي خانوادگي زنان به ندرت براي ديدار با دوستان خود در فضاي عمومي قرار مي گذارند.
    پل هاي عابر پياده، پل هاي زيرگذر و تاريكي آنها، نحوه نورپردازي خيابان ها، سيستم حمل ونقل عمومي و ساير خدمات عمومي و امكانات موجود براي شهروندان در شهر به گونه اي است كه نياز زنان در نظر گرفته نشده است. اين در حالي است كه ويژگي زندگي شهري، گستردگي، تنوع ساعات كاري و تنوع فعاليت ها است، اما برنامه ريزي شهري ما هنوز براساس همان تفكيك سنتي حوزه عمومي و خصوصي كه زنان را متعلق به حوزه خصوصي و مردان را متعلق به حوزه عمومي مي داند، صورت مي گيرد. همين موضوع زمينه اي است براي محدود دانستن حضور زن در سطوح مختلف جامعه تا بسياري از زنان، خانه را به عنوان مامن خود برگزينند و كار در خانه را با داشتن مدارك تحصيلي بالابه اشتغال در بيرون ترجيح دهند.
    در حالي كه مردان داراي روابط بيشتر و نزديك تري با محيط هاي شهري هستند و مجبورند وقت زيادي را در دنياي مدرن، خارج از خانه سپري كنند، بنابراين ملاحظه مي شود كه نوعي بي عدالتي جنسيتي در فضاهاي عمومي وجود دارد. درست است كه بايد همه شهروندان در دسترسي و استفاده از فضاها و امكانات شهري داراي فرصت ها و شرايط برابر باشند، اما محدوديت هاي دسترسي گروه هاي خاص در فضاي شهر، بحث حقوق شهروندي را به ميان مي كشد. فضاي شهري به همان نسبت كه مي تواند در توسعه عدالت اجتماعي راهگشا باشد، مي تواند عاملي در جهت تعميق نابرابري هاي اجتماعي نيز قلمداد شود. يك شهر امن امكان تحرك براي همه و به ويژه براي زنان را فراهم مي كند و احساس امنيت در انسجام اجتماعي سهم بزرگي دارد و آنچه سهم كليدي براي تغيير به شمار مي رود، كيفيت و تنوع در دسترسي به خدمات عمومي است. اما نكته اي كه بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد، اين است كه معمولادر كشور ما فضاي عمومي به وسيله مردان و براي مردان ايجاد مي شود و نيازهاي زنان كمتر در نظر گرفته مي شود. گفتني است در كشوري كه توسعه حضور زنان را همپاي مردان مي طلبد، بايد آنان را به عنوان منبع اساسي نوآوري و پويايي شهري قبول و باور كرد و بدين منظور مشاركت زنان به عنوان يك شهروند گام نخست اين موضوع است.


این مقاله در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد